السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

100

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

اهل جزيه « 1 » و خراج اند از ذميان « 2 » و مسلمانان . و بازرگانانند و صنعتگران طبقه فرودين از حاجتمندان و درويشان . و خدا نصيب هر دسته را معين كرده و ميزان واجب آن را در كتاب خود يا سنت پيامبرش صلى الله عليه و آله نگاشته كه پيمانى از جانب خداست و نگه دارى شده نزد ماست . « 3 » پس سپاهيان به فرمان خدا رعيت را دژهاى استوارند و واليان را زينت و وقار . دين به آنان ارجمند است و راه هايى گزند و كار رعيت جز به سپاهيان قرار نمىگيرد و كار سپاهيان جز با خراجى كه خدا براى آنان معيّن فرموده ، درستى نپذيرد . تا بدان در جهاد با دشمن خود نيرومند شوند و كار خود را بدان سامان دهند . و آنان را از خراج ، آن اندازه بايد كه نيازمنديشان را كفايت نمايد . و اين دو دسته - رعيت و سپاهيان - بر پاى نماند جز با سومين دسته از مردمان كه قاضيان اند و عاملان و نويسندگان ديوان ، كه كار عقدها را استوار مىكنند « 4 »

--> ( 1 ) . جزيه ماليات سرانه است كه پيروان ديگر اديان ، به حاكم بپردازند . . ( 2 ) . اهل الذمة كسانى هستند كه در كشور اسلامى زندگى مىكنند و از نظر تأمين جانى و مالى ، مورد حمايت اسلام مىباشند به شرط اين‌كه رعايت امنيت اسلامى را بنمايند و به اجانب و بيگانگان جاسوسى نكرده و جزيه پرداخت نمايند . . ( 3 ) . ميثاق ميان خداوند و انسان « عهد » در بيشتر آيات قرآن آمده است و نقش عمده در انديشه اسلامى دارد . برخى آيات قران درباره « ميثاق و عهد » را يادآورى مىكنيم « الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْمِيثاقَ » ؛ تنها عقلايند كه به عهد خدا وفا مىكنند و هم پيمان حق را نمىشكنند ( رعد ، آيه 20 ) . « وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا » ؛ و همه به عهد خود وفا كنيد ، البته از عهد و پيمان سؤال خواهد شد ( اسراء ، آيه 34 ) . « أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ » ( يس ، آيه 59 - 60 ) . . ( 4 ) . يكى از مفسران ، چنين توضيح مىدهد : « ماليات زمين مطابق يك قرارداد ميان صاحب ملك و حاكم اسلامى پرداخته مىشود . لذا ضرورى است كه اسناد ماليات بايد نوشته شود و تعيين گردد . لذا ماموران دولتى و مستوفيان بايد ماليات زمين‌ها را مطابق قرار داد كنترات ، دريافت نمايد و بگيرد . زيرا ممكن است ميان صاحبان زمين و مأموران دولتى اختلاف بروز نمايد ، در اين صورت بايد به دادگاه و قاضى مراجعه كرده و مورد اختلاف را حل كرد » ميرزا حبيب الله هاشمى ، منهاج البرائة فى شرح نهج‌البلاغه ، تهران 1970 - 1969 - 1389 ، ج 20 ، ص 200 . .